تبليغاتX
پاسخ به دلقک تاریخ ساز - من کیستم؟

پاسخ به دلقک تاریخ ساز

ناصر بناکننده ( پورپیرار)

من اوسا ناصر ..... به غلط( بناکننده سابق) و خراب کننده حاضر هستم .

شغلم تقلب - جعل سند - افترا - فحاشی - تخریب افکار عمومی - و دشمنی با ایران و ایرانی است .

من یکه و تنها به جنگ همه ایرانیان آمده ام .

البته چندین نوچه بسیار خبیث تر از خودم با نامهای : گه سرخی - ساسان - رضا - علی - عابدی - غفوری - سعید و.... دارم و هر روز بر آنها اضافه میشود . عیب کار آنجاست که گاهی گه میزنند و بند و آب می دهند .

 

تخریب در این مجموعه نقوش بیشابور، بسیار بی خردانه اما هدفمند انجام شده است. نواری سراسری را از میان تصاویر سنگی فراوانی برداشته اند، که عکس بالا فقط اندکی از آن را نشان می دهد. به گمانم، مجموعه حجاری های فوق احساساتی بيشابور، كه مفصل ترين نقوش مانده از حضور مهاجران يوناني در ايران است، به دلايلي كه به زمان خويش باز خواهم گفت، يادگاري از بازگشت و کوچ دوباره ي آنان به يونان است. هنوز کسی سئوالي نداده است که این آسیب ناودانی شکل طولانی در میان این همه نقش برجسته، چه گونه و تحت تاثیر چه عاملی به وجود آمده است و تنها احمقان فاقد عقلی این تراشیدگی در سنگ را، ناشی از گذر آب در جویی کوچک از میان حجاری هایی شناخته اند، که در ارتفاع قرار دارد!!! جوی کوچکی که ظاهرا قوس دار حرکت می کرده و سرازیر و سر بالا می رفته است!!! ما می توانیم این حک شدگی را ناشی از گذر آب بدانیم، به شرط این که صخره را اندکی بگردانیم و نقوش آن را رو به آسمان قرار دهیم تا احتمالا پس از چند قرن، آب روان در میان سنگ، چنین آسیبی پدید آورد. این گونه ساده گیری و سکوت درباره ی این تراشیدگی طویل در نقوش بیشابور از آن است که نگه دارندگان اين جام بد ساخت هستي ایران باستان، نیک می دانند که تاریخ سر هم بندی شده و خنده دار و ساخت یهودشان، به ضربه ی حتی کوچک ترین سئوال، درهم خواهد شکست. مسلم اين که هیچ آب و آتش و باد و زلزله ای قادر به ایجاد این آسیب غير طبيعي و عجيب نبوده است، كه دقت در اجزاء آن بسیار هشدار دهنده و روشنگر است.

 

آسیب در اين قسمت حجاري را به گونه اي ترتيب داده اند كه ديگر معلوم نيست صاحبان اين لباس هاي پرچين يوناني، چه صورت هایی داشته اند؟!

چنان که در این تصویر تمام سوارکاران ناگهان غیب شده و اسب های  تنگ هم ایستاده ی آن ها بر جایند، كه هيچ سواري را حمل نمي كنند!!! آیا سواران چه پوشیده و چه نوع کلاهی بر سر داشته اند؟!!

در اين جا نه فقط آن نوار سراسري تخريب، نقوش بالاتنه ی نفراتي را به كلي حذف كرده، بل از آن كه پهناي اندك نوار قادر نبوده است صورت هاي بالاتر را نيز محو كند، با دقت تمام، سه چهره ی ايستاده در فراز سمت راست پانل را عامدانه خرد كرده اند. زيرا به هيچ وجه يك عامل طبيعي قادر نيست چنين حساب شده و گزینشی، به سنگ نگاره اي لطمه وارد کند

  

اگر عکس ماقبل را اندکی بزرگ کنیم، نه فقط عمدی بودن شکستگی صورت ها در ردیف بالا آشکار تر می شود، بل با نحوه ی ایجاد صدمه ای چنین طولانی و دقیق، در حجاری های بیشابور نیز آشنا می شویم، که سوزاندن سنگ با ماده ی اسیدی و خورنده ای بسیار قوی است که موجب تخلخل ناشی از جوشیدن در بقایای سنگ شده است. مطلبی که با نمونه ی دیگر آن، در حجاری تازه تدارک شده از صورت کرتیر و به اصطلاح کتیبه ی او در نقش رجب نیز آشناییم و پیش تر شرح آن را در کتاب ساسانیان از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران آورده ام. با این همه و علی رغم چنین خراب کاری های عمدی، هویت یونانی این نقش برجسته ها چندان قدرتمند و آشکار است که پی بردن به آن، چنان که در یکی دو یادداشت بعد معلوم خواهم کرد، بسیار ساده است. (ادامه دارد)

 من در اینجا یکی از شاهکارهای خودم را بشما معرفی میکنم

خوب به این تصویر توجه کنید

ش۲۷۵ و ۲۷۶ - نقش برجسته پیروزی بهرام دوم ( ۲۷۷ - ۲۹۳ میلادی ) بر بادیه نشینان عرب ( واقع در تنگ چوگان ) مربوط به صفحات ۱۲۶ و ۱۲۷ ( عکس از آقای عزیزالله حاتمی )

از کتاب : اقلیم پارس - آثار تاریخی و اماکن باستانی فارس - تالیف : سید محمد تقی مصطفوی - چاپ تابان - آذر ۱۳۴۳ - از انتشارات انجمن آثار ملی - شماره ۴۸ میباشد

هیچگاه از خود سئوال نکرده اید که چرا

قسمت های پائینی فرو رفتگی کاملا سالم و دست نخورده است !؟.

در صفحه ۱۲۶ و ۱۲۷ در اینباره نوشته شده است :

.... نقش برجسته دیگری است که در پائین کوه ایجاد کرده اند و نهر آب از سراسر وسط آن طی قرون متمادی میگذشت و در نتیجه عبور مداوم آب حفره ء  عمیقی در طول قسمت وسط نقش بوجود آمده است ُ در سال ۱۳۱۶ شادروان ابراهیم ضرغام بازرس اعزامی باستانشناسی در کاوشهای علمی بیشاپور برای انحراف نهر اب و آزاد ساختن اثر تاریخی نامبرده مجاهدتها و زحمات فراوان تحمل نمود تا بانجام این خدمت نائل آمد ُ این نقش صحنه پیروزی بهرام دوم ( ۲۷۷ - ۲۹۳ میلادی ) را بر بادیه نشینان عرب نشان میدهد ُ بهرام دوم سوار بر اسب است و پری بر تارک و ترکشی بر جانب راست دارد و اعراب اسب و شتر برای شهریار خود هدیه آورده اند .

من چکار کرده ام !؟

اولا نوشته مربوط به این تصویر را برداشته و از خودم آنچه خواستم نوشتم . و حتی ادعا کردم که صورت و میان تنه سنگتراشیده ها را عمدا تخریب کرده اند و از اینکه چرا پائین تنه سنگتراشیده ها کاملا سالم و دست نخورده است زیرکانه گذشته ام . و هیچگاه ننوشتم که این قسمت وسطی بر اثر عبور قرون متمادی آب سائیده شده است . و همچنین ننوشته ام که قسمت پائینی بدلیل آنکه در زیر خاک بوده از تخریب در امان مانده . و همچنین ننوشتم که چون مسلمانان و عرب های تازی مجسمه را کفر میدانستند هرجا مجسمه ای می دیدند میشکستند و اگر قادر به نابودی کامل آن نبوند حتما صورت آنرا از بین میبردند .

برای آگاهی بیشتر به کتاب :

اقلیم پارس : تالیف سیدمحمدتقی مصطفوی - آذر ۱۳۴۳ - چاپ تابان -

از انتشارات آثار ملی شماره ۴۸  -

با عنوان : آثار تاریخی و اماکن باستانی فارس مراجعه نمایید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 2:26  توسط هوشمند  |